خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599
23
سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )
اول وزير سالار ابو القاسم البوزجانى وزير دوام ابو القاسم الكرمانى وزير سيم احمد دهستانى وزير چهارم عميد الملك ابو نصر كندرى وزير پنجم الاجل عميدوك و حجاب دو نفر عبد الرحمن و آلب زن الاغاجى . ذكر تاريخ آلب ارسلان بن چغربك آلب ارسلان محمد بن چغربيك پادشاهى با سياست و با مهابت بود هشيار و شجاع و دلاور خصمافكن دشمنشكن جهانگير گيتىگشاى قدى رشيق و محاسن رقيق طويل داشت كه بگاه تير انداختن او را گره زدى و كلاه دراز برسر نهادى از تكمهء كلاه تا نهايت محاسن او دو ذراع تمام بودى باشكوه و مهابت و فروصلابت پادشاهى بود رسولان اطراف از او بغايت بهراسيدندى و مهابت و صلابت او برهمه كس اثر كردى و هرگز تير او از گشاد خطا نرفتى بعد از واقعهء عم باستدعاى اركان دولت بعراق آمد و بدلالت نظام الملك عميد الملك ابو نصر كندرى را كه وزير عم او طغرلبك بود و ذهنى پاكيزه داشت بگرفت و وزارت بر نظام الملك حسن بن على بن اسحق طوسى مقرر كرد چون ابو نصر كندرى بر ملك واقف و مطلع بود و چند سال ملازم سلطان بوده او را باخود ميگردانيد مقيد و قانون ولايت و احوال خيروشر مملكت ازو استكشاف و استنطاق مىنمود و نظام الملك براى و كياست و ذهن و فراست دشمن جان او بوده به هلاكت و خون سعى مينمود چه از كفايت و درايت و دورانديشى و باريكبينى او مخوف و مستشعر بود عاقبت به خون او اجازت حاصل كرد و سايسى را به خون او بزندان فرستاد عميد الملك از كشندهء خود يك زمان امان و مهلت خواست و وضو بشرائط نيكو بساخت و چند ركعت نماز وداع بگذارد و گفت خون من بر تو حلال نيست اما من حلال ميكنم به شرط آنكه با من سوگند خورى كه چون فرمان بجاى آورى و از قتل من فارغ شوى حسبة لله از من پيغامى بسلطان و خواجه برسانى سلطانرا بگوى كه كندرى گفت بس خجسته خدمتى و مبارك قتلى كه از خدمت ملازمت درگاه شما مرا بود از صحبت شما دنيا و آخرت يعنى عمت طغرلبك مرا بركشيد و اين جهان به من داد تا برآن حكم كردم و تو آن جهانم دادى بادراك درجهء